نگرش افراد به جهان دو نوع است: خوشبینانه یا بدبینانه. خوشبینی، هم ویژگی شخصیتی و هم محصول محیط زندگی و اجتماع است. اگر فضای خانه آرام و دوستداشتنی باشد، کودکان شکوفا میشوند؛ حتی اگر بهطور ذاتی به اضطراب تمایل داشته باشند. اما اگر محیط خانه متشنج باشد، خوشبینی جزو اولین مهارتهایی است که باید کسب شود؛ اگرچه وقتی الگویی وجود نداشته باشد، رسیدن به خوشبینی به تمرین بیشتری نیاز دارد.
در این مطلب قصد داریم درباره مهارت خوش بینی در نوجوانان صحبت کنیم و چگونگی تقویت این مهارت مهم در دانش آموزان دوره اول متوسطه را بیان نماییم.
خوشبینی حدود ۲۵درصد تحتتأثیر ژنتیک است؛ ولی عوامل دیگری نیز وجود دارند که بر مثبتبودن دید ما تأثیر میگذارند، مانند وضعیت اجتماعی یا اقتصادی که اغلب از کنترل ما خارجاند. با این حال، میتوانیم چشمانداز خوشبینانهتری برای خود بسازیم. بنابراین، حتی اگر کسی هستید که تمایل دارد در موقعیتی خاص، جنبههای منفی را ببیند، همچنان به تغییر نگاه و ایجاد خوش بینی در شما امید هست.
برخی افراد ذاتاً خوشبین هستند؛ اما بسیاری از ما خوشبینی را یاد میگیریم. هرکسی میتواند خوشبینبودن را بیاموزد. ترفند آن این است که برای زندگی خود هدف پیدا کنیم. وقتی در کار یا بهطور کلی، زندگی خود هدف داشته باشیم، احساس رضایت بیشتری میکنیم و برای توجه به نیمۀ پر لیوان مجهزتر میشویم.
برای حذف بدبینی و خوشبینشدن باید مسیری مشخص را در پیش بگیرید. معمولاً باید خود را آموزش دهید تا بتوانید عادتهای جدید و مفیدتر را جایگزین عادتهای قدیمی کنید. برای این کار، به تکنیکهای مطمئنی نیاز دارید تا بر اساس آنها مرتب تمرین کنید:
هر روز به سه موضوع خوشحالکننده فکر کنید. در پایان هر روز، به سه کاری که خوب پیش رفتهاند یا به سه اتفاق خوبِ آن روز فکر کنید. بهتر است درست قبل از خواب این کار را انجام دهید.
برای حرکت بهسمت خوشبینی، نحوۀ صحبتکردن با خودتان را مدیریت کنید. مراقب حرفهایی که به خودتان میزنید، باشید. اگر این حرفها خوشبینانه نیستند و از شما حمایت نمیکنند، آنها را تحلیل و نقد کنید. این نکات را از خود بپرسید:
اگر در زمینۀ حرفزدن با خودتان پاسخ این سؤالها منفی بود، احتمالاً حرفهایتان جعبهای قدیمی است که شایستۀ شما نیست. یادتان باشد همیشه روشهای جایگزین بسیاری برای مشاهدۀ وضعیت وجود دارد. بهدنبال تفاسیر دیگری باشید که مفیدتر و دلگرمکنندهتر هستند.
به «شیوۀ توضیح» خود توجه کنید. چگونه برای خود و دیگران توضیح میدهید که چرا تلاشهای شما به نتیجه نرسیدند؟ ابتدا باید ببینید آیا این توضیح مطابق استانداردهایی که در ادامه میآیند، هست یا نه:
اگر جواب مثبت است، این توضیح مانع موفقیت شماست. اگر دانشآموزی در یک امتحان موفق نشود و از این اتفاق نتیجه بگیرد که نادان است، تغییری برایش رقم نخواهد خورد. اما اگر توضیحش این باشد که باید مهارتهای یادداشتبرداری را یاد بگیرد یا عادتهای کارآمدتری برای مطالعه در خود ایجاد کند یا برای درخواست مشاوره نزد معلم برود، شانس خوبی برای پیشرفت او وجود خواهد داشت.
اگر اینطور باشد، این راهِ پیشرفت است. اگر توضیحات شما دربارۀ هر اتفاق با این معیارها مطابقت ندارد، باید به توضیحاتتان مشکوک شوید و بدانید جملاتی هستند که مانع «بهترین بودن» شما خواهند شد.
بسیاری خوشبینی را با شادی برابر میدانند؛ اما این دو با هم یکی نیستند. خوشبینی نوعی طرز فکر است و به افراد کمک میکند جهان و افراد دیگر و رویدادها را در مطلوبترین و مثبتترین شکل ممکن ببینند. بعضیها خوشبینی را با «دیدن نیمۀ پر لیوان» توصیف میکنند. افراد خوشبین رویدادهای منفی را تصدیق میکنند؛ اما خود را برای نتیجۀ بد سرزنش نمیکنند و تمایل دارند وضعیت نامطلوب را موقتی در نظر بگیرند. آنها برای آینده انتظار رویدادهای مثبت بیشتری دارند.
فکر مثبت به این معنا نیست که عوامل استرسزا را نادیده بگیریم؛ بلکه فقط باید به سختیها نگاهی سازنده داشته باشیم. داشتن نگاه خوشبینانه به زندگی سبب میشود حتی در موقعیتهای ناخوشایند، دنیایی از امید در درون خود داشته باشیم. این توانایی، احساس غم و افسردگی و اضطراب را کم میکند، طول عمر را افزایش میدهد، توانایی برقراری روابط قویتر با دیگران را تقویت میکند و مهارت مقابله را در طول زندگی به وجود میآورد. خوشبینی در سختیها باعث میشود موقعیتهای استرسزا را بهتر مدیریت کنیم و در نتیجه، تأثیر منفی استرس بر بدنمان کم میشود.
افرادی که نگاهی خوشبینانه دارند، از سلامت قلب و عروق و نیز از سیستم ایمنی قویتری برخوردارند، معمولاً درآمد بیشتری کسب میکنند و روابط موفقتری دارند. در واقع، تفاوت واقعی بین افراد خوشبین و بدبین در میزان خوشبختی یا نحوۀ درک آنها از موقعیت نیست؛ بلکه تفاوت در نحوۀ برخورد آنها با موقعیت است.